ناگهان چه قدر زود دير ميشود...
دعارا از زبان ميثم مطيعي از دست ندهيد/
دعاي 45 صحيفه سجاديه را اينجا بخوانيد
پراز حرفم و صد مهر خاموشي بر لب.
...سلامَــ مَن اُودّّعُك...
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا شَهْرَ اللَّهِ الْاَكْبَرَوَ يا عيدَ اَوْلِيآئِهِ. ...السَّلامُ عَلَيْكَ غَيْرَ مُوَدَّعٍ بَرَماً، وَ لا مَتْرُوكٍ صِيامُهُ سَاَماً
ماه بزرگ خدا و عيد خوبانش ...
آه...سلامَــ مَن اُودّّعُك...سلام ِ آنكه نه از تو خسته است و نه ملول/
آمدي..وَه كه چه پسنديده زيستي در ميان ما...و چه همنشين نيكويي بودي..والحق كه هر آنچه بهترين بود را برايمان به ارمغان آوردي...
وَ قَدْ أَقَامَ فِينَا هَذَا الشّهْرُ مُقَامَ حَمْدٍ، وَ صَحِبَنَا صُحْبَةَ مَبْرُورٍ، وَ أَرْبَحَنَا أَفْضَلَ أَرْبَاحِ الْعَالَمِينَ
حال..ميروي چه قدر زود... ميروي به سلامت ..
قَدْ فَارَقَنَا عِنْدَ تَمَامِ وَقْتِهِ، وَ انْقِطَاعِ مُدّتِهِ
وچه جانكاه است وداعت .. اي عزيزترين..روي برميگرداني و چه هولناك است اين فراق...
مي روي و فراقت دردناك است. و دوريت رنج آور..
فَنَحْنُ مُوَدّعُوهُ... وِدَاعَ مَنْ عَزّ فِرَاقُهُ عَلَيْنَا، وَ غَمّنَا وَ أَوْحَشَنَا انْصِرَافُهُ عَنّا
وقتي مي ايي خانه قلب را از بهجت و سرور پرميكني و چون عزم رفتن ميكني و سپري مي شوي قلب اكنده از درد و اندوه ميشود.
السّلَامُ عَلَيْكَ مِنْ أَلِيفٍ آنَسَ مُقْبِلًا فَسَرّ، وَ أَوْحَشَ مُنْقَضِياً فَمَضّ
همسايه مهربانم كه قلبم در مجاورت رقت يافت..گناهانم زدودي و عيبها پوشاندي وناپاكي معاصي از پرونده اعمال شستي..
السّلَامُ عَلَيْكَ مِنْ مُجَاوِرٍ رَقّتْ فِيهِ الْقُلُوبُ، وَ قَلّتْ فِيهِ الذّنُوبُ.السّلَامُ عَلَيْكَ مَا كَانَ أَمْحَاكَ لِلذّنُوبِ، وَ أَسْتَرَكَ لِأَنْوَاعِ الْعُيُوبِ
..اخر به كه گويم كه هنوز نيامده اي و از شوقت تاب در دل ندارم و هنوز بار سفر بر نبسته اي كه مالامال از اندوهم..
. اَلسَّلامُ عَلَيْكَ مِنْ مَطْلُوبٍ قَبْلَ وَقْتِهِ، وَ مَحْزُونٍ عَلَيْهِ قَبْلَ فَوْتِهِ..
ومن ميهراسم از اينكه بخوانم :اَلسَّلامُ عَلَيْكَ وَ عَلى فَضْلِكَ الَّذى حُرِمْناهُ، وَ عَلَى ماضٍ مِنْ بَرَكاتِكَ سُلِبْناهُ
سلام برتو وان همه فضليتي كه ازان محروم و مغبون شدم...وان بركات كه برمن حرام گشت..
خداوندگارا
اين منم اهل اين ماه؛ كه شرافتم بخشيدي . كرم كردي ..نكند من ان تيره بختم كه وقتش را نشناختم و وبه خاطر اين بخت شوم ازفضيلتش بي نصيب گشتم؟
اللهم انا اهل هذَا الشَّهْرِ الَّذى شَرَّفْتَنا بِهِ، وَ وَفَّقْتَنا بِمَنِّكَ لَهُ حينَ جَهِلَ الْاَشْقِيآءُ وَقْتَهُ، وَ حُرِمُوا لِشِقآئِهِمْ فَضْلَهُ.
يا رب شهر الرمضان...
انچه از جانب ماست كوتاهي ها سهل انگاري ها معاصي و نسيان ها خطاها و خسرانها ست .ماكه همان مصداق شرنا اليك صاعد بوديم اما خير تو برما جاري است . حال كه در قلبهامان ندامت است و بر زبانهامان عذر ..اين عذر را در كوتاهي از اداي حقت قبول فرما و مارا بار ديگر به رمضان كريمت برسان..
وَ لَكَ مِنْ قُلُوبِنا عَقْدُ النَّدَمِ، وَ مِنْ اَلْسِنَتِنا صِدْقُ الْاِعْتِذارِ.... وَ اَوْجِبْ لَنا عُذْرَكَ عَلى ما قَصَّرْنا فيهِ مِنْ حَقِّكَ، وَ ابْلُغْ بِاَعْمارِنا ما بَيْنَ اَيْدينا مِنْ شَهْرِ رَمَضانَ الْمُقْبِلِ..
آمين....
وچه زيباست كه مولاي خوبي ها گذر رمضان بر مومنان را همچو ضايعه فقد عزيزي ميداند و كريمانه بر دل انان كه داغدار اين مصيبتند دست ترحم ميكشد..
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ، وَ اجْبُرْ مُصيبَتَنا بِشَهْرِنا....
راستي ...
وَ ما اَسْعَدَ مَنْ رَعى حُرْمَتَكَ بِكَ.......
خوشا به حال اوكه حرمتت را بواسطه خودت حفظ كرد...
_وچه بساكساني كه حتي فهم اين جمله برايشان صعب است.
____________________________
آنها كه همچون من نه رسم عاشقي ميدانيد و نه زمان عشق بازي ميشناسيد..اينجا براي عشق شروعي مجدد است. ..ادرس: دعاي 45 صحيفه مولا امام سجادعليه السلام والصلوات
پ.ن: لازم به ذكر هست كه ترجمه ها تحت اللفظي نيستن. خوانديم وانچه از دل برامد نگاشتيم. فارق از قواعد صرفي ونحوي . حرف دل كه تقدم فعل و فاعل نميفهمد..!
ميروي اما هنوز صداي اَبكي اَبكي هايت در گوش جان نجوا ميكند...
..اَبكي...اما نه براي ضيق لحد و ظلمت قبرم.
ابكي لفقدك يا حبيبي...
صداي خنده خدارا ميشنوي ؟ عيد است ...ميخواهد زندگيت را معجزه باران كند ..
ياحي/
.